تبليغاتX
بچه های شیطون

بچه های شیطون

ادبیات ما بچه ها

اريخ چشم به راه فاطمه اي ديگر است. انتظار به سر مي آيد و شميم دلنوازي، خانه خورشيد را فرا ميگيرد. خنكاي حضور دوباره فاطمه (س) در فضاي مدينه جاري مي شود و كوثر فاطمي، جوشيدن ميگيرد. به كوچه باغهاي حرم تو پناه مي آورم و در سايه سار ملكوتي آن، نفسي تازه مي نمايم. كنار نهر استجابت مي نشينم و قطره اي مي شوم در آبي زلال اشك هاي زائرانت. ضريح نوراني ات را در آغوش ميگيرم و از بين شبكه هاي آن، مزار مطهر تو را تماشا مي كنم. باورم نمي شود! آيا به اين سادگي به زيارت تو آمده ام! تو كه زيارتت، همسان زيارت ياس گمشده مدينه است!  حضرت معصومه

حضرت فاطمه معصومه (س) در روز اول ذيقعده سال 173 هجري، در شهر مدينه چشم به جهان گشود. اين بانوي بزرگوار، از همان آغاز، در محيطي پرورش يافت كه پدر و مادر و فرزندان، همه به فضايل اخلاقي آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسايي و تقوا، راستگويي و بردباري، استقامت در برابر ناملايمات، بخشندگي و پاكدامني و نيز ياد خدا، از صفات برجسته اين خاندان پاك سيرت و نيكو سرشت به شمار مي رفت. پدران اين خاندان، همه برگزيدگان و پيشوايان هدايت، گوهرهاي تابناك امامت و سكان داران كشتي انسانيت بودند.

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 12:53 توسط محسن پرنژاد| |
 عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 11:12 توسط محسن پرنژاد| |

سلام بچه ها 

به يك نفر مي گن عرق خوري را از كجا شروع كردي ميگه از زيربقل بابام .

و

يك با ر ازيك نفر مي پرسند چي شد زخمي شدي ميگه داشتم شيرمي خوردمزخمي شدم ميگن آخه چطور مي داشتم مي خوردم كه يك دفعه گاوه نشست روم .

و

يك خبر نگار به جبه مي رود از يكي از سربازها مي پرسه اسمت چيه : ميگه عباس ميگه اسم بابات چيه : كلباس ميگه اسم شهرتون چيه :ميگه بندرعباس  ميگه اسم كوچه تون چيه ميگه مشت عباس ميگه مارو گرفتي ميگه نه به حضرت عباس .

((  فعلا خدا حافظ ))

 

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 21:24 توسط محسن پرنژاد| |

به نام خالق هستي

سلا دوستان عزيزم اميدوارم كه خوب باشيد وسلامت

من مي خواستم درباره خودم بنويسم .

من از بچه ها خوشم مي آيد  و دوست دارم به آن ها 

محبت كنم من  از زدن حرف هاي بد

وبي مورد خوشم نمي آيد نه اين كه بگوييم بلد  نيستم

راستش را بخواهيد همه ي انسان هاي

 روي زمين حرف بد بلدند ولي كسي كه از حرف بي خود

استفاده مي كند معمولا مي خواهد جلوي 

ديگران خودي نشان بدهد  تا همه به آن توجه كنند وبگن

اين ديگه كيه چه بچه باهالي ولي دراصل

خودش راپيش ديگران كوچك مي كند واين گونه است كه

درفردا مثل چهارتا علاف سركوچه ها

تلب مي شوند .   

نوشته شده در جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 0:21 توسط محسن پرنژاد| |

آب را گل نكنيد

درفرودست انگار كفتري ميخورد آب

ياكه در بيشه ي دور سيره يي پرمي شود

يا در آبادي كوزه اي پر ميگردد

آب راگل نكنيم شايد اين آب روان مي رود پاي سپيدار تا فروشويد 

اندوه دلي

دست درويشي شايد نان خشكيده فروبرده درآب

زن زيباي آمد لب رود

آب را گل نكنيم :

روي زيبا دوبرابر شده است

چه گوارا اين آب

چه زلال اين رود

مردم بالا دست چه صفايي دارند

چشمه هاشان جوشان گاوهاشان شيرافشان باد

من نديدم دهشان

بي گمان پاي چپرهاشان جاي پاي خداست

ماهتاب آنجا ميكند روشن پهناي كلام

  بي گمان در ده بالا دست چينه هاكوتاه است

مردمش ميدانند كه شقايق چه گل ا ست

بي گمان انجا ابي ابي است

غنچه اي مي شكفد اهل ده باخبرند

چه دهي بايد با شد

كوچه باقش پر موسيقي باد

مردمانش سررود آب رامي فهمند

گل نكردنش مانيز ما نيز

 آب را گل نكنيم

گزیده ای از سهراب

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 16:52 توسط محسن پرنژاد| |

صبح يكي از روزهاي تابستان با دوستانم  تصميم گرفتم

 به عالي قاپوي اصفهان برويم ابتدا به ميدان امام رفتيم

وكمي گردش كرديم سپس به عالي قاپوي رفتيم و

موقع اذان ظهور بود من روي يكي از سركوي هاايستادم 

شروع كردم به اذان گفتن كمكم مردم دورمن جمع شدند

 حتي توريست هاهم آمده بودند وبه اذان گوش مي

 دادند

ياعلي

نوشته شده در سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 16:6 توسط محسن پرنژاد| |
سلام

ازين كه از سايت من ديدن كرديد متشكرم امروز سه شنبه بعد از اين همه روز

 دوبارمي خواهم كارم را شروع كنم

راستش من تا به امروز كامپيوترم خراب بود و نمي توانستم موضوع جديدي را در

 سايت بنويسم ولي از امروز ظهر 

شروع مي كنم ودوست دارم كه شما در نوشتن موضوع خوب كمكم كنيد تا وبلاك

 خوبي داشته باشم

نوشته شده در سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 9:21 توسط محسن پرنژاد| |
سلام بچه ها اگر یادتا ن با شد قرار بود در آخر تابستان به نوشتن وبلاگم

 بپردازم همینک از شما درخواست دارم در درست کردن یک وبلاگ خوب

 کمکم کنید من تابه حال به امتحاناتم میپردازیدم و نمی توانستم برای

 شما وبلاگی بنویسم .

 

 

 

نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 12:22 توسط محسن پرنژاد| |
سلام دوست هاي خوبم

ببخشيد دير ميام

امتحان ها شروع شده است

انشاالله دست پر زود مي ايم

تابعد خداحافظ

نوشته شده در پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 16:36 توسط محسن پرنژاد| |
مدعی گوید که با یک گل نمی آید بهار

من گلی دارم که دنیارا گلستان می کند

یامهدی

نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 16:38 توسط محسن پرنژاد| |
سلام دوستان من

 من محسن هستم و امروز اولین روز تولد وبم است

 اومدم که بمونم و با شما  دوستان خوبم  از آینده حرف بزنم

خوشحال میشم که منو تو این  فضا تنها نذارین

امید وارم امسال سال خوبی برای همه شما دوستان خوبم باشه

خدا انشالله سایه همه پدر مادر ها رو روی سر همه بچه ها نگهداره

 فعلا بریم درس بخونیم تا شب

خدا نگهدار

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 10:2 توسط محسن پرنژاد| |

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس